خرید بک لینک
ای پیش پرواز کبوتر های زخمیبابای مفقودالاثر، بابای زخمیدور از تو سهم دختر از این بار هم پرپس کی؟ کی از حال و هوای خانه غم پر؟تا یاد دارم برگی از تاریخ بودییک قاب چوبی روی دست میخ بودیتوی کتابم هر چه بابا آب می دادمادر نشانم عکس توی قاب می داداینجا کنار قاب عکست جان سپردماز بس که از این هفته ها سرکوفت خوردممن بیست سالم شد هنوزم توی قابی ؟!خوب یک تکانی لااقل مرد حسابی!یک بار هم از گیرودار قاب رد شواز سیم های خاردار قاب رد شوبرگرد تنها یک بغل بابای من باشها ! یک بغل برگرد تنها جای من باششاید تو هم شرمنده ی یک مشت خاکیجا مانده ای در ماجرای بی پلاکیعیبی ندارد

برچسب: درد دل یک زن,درد دل یک سرباز,درد دل یک عاشق,درد دل یک دختر,درد دل یک زن مطلقه,درد دل یک معتاد,درد دل یک پرستار,درد دل یک مرد تنها,درد دل یک جوان ایرانی,درد دل یک پدر, نویسنده: سارا اکبری تاريخ: پنجشنبه 29 مهر 1395 ساعت: 8:29

آن کس که بداند و بخواهد که بداند خود را به بلندای سعادت برساند "آن کس که بداند و بداند که بداند اسب طلب از گنبد گردون بجهاند" آن کس که بداند و نداند که بداند با کوزه آب است ولی تشنه بماند "آن کس که نداند و بداند که نداند لنگان خرک خویش به مقصد برساند" آن کس که نداند و بخواهد که بداند جان و تن خود را ز جهالت برهاند "آن کس که نداند و نداند که نداند در جهل مرکب ابدالدهر بماند" آن کس که نداند و نخواهد که بداند حیف است چنین جانوری زنده بماند!

برچسب: حیف است چنین جانوری زنده بماند, نویسنده: سارا اکبری تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 8:36

سوال هر روز باب اسفنجی از پاتریک

ﺑﺎﺏ ﺍﺳﻔﻨﺠﻰ : ﺩﺭ ﭼﻪ ﺭﻭﺯﻯ ﻫﺴﺘﻴﻢ؟
ﭘﺎﺗﺮﻳﻚ : ﺍﻣﺮﻭﺯ
ﺑﺎﺏ ﺍﺳﻔﻨﺠﯽ : ﺍﻭﻩ ... ﺭﻭﺯ ﻣﻮﺭﺩ ﻋﻼﻗﻪ من.

امروز اولین روز از باقیمانده عمر شماست
پس زندگی کنید .

برچسب: فلسفه ساده زندگی تو این دیالوگه, نویسنده: سارا اکبری تاريخ: يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 17:37

ساختن واژه ای به نام «فردا» بزرگترین اشتباه انسان بود،
از وقتی «فردا » را یاد گرفتیم،همه چیز را گذاشتیم برای فردا.
از داشته های امروز لذت نبردیم و گذاشتیم برای روز مبادا...
شاید باید اینگونه «فردا» را معنی کنیم....
«فردا»روزیست که داشته های امروزت را نداری.

پس امروز را زندگی کن.
فردا حقیقت ندارد!!!

برچسب: نویسنده: سارا اکبری تاريخ: يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 17:37

یاران چرا به خانه ما سر نمی زنند آخر چه شد که حلقه بدین در نمیزنند دایم پرنده اند به هر بام و بر دلی دیگر به بام خانه ما سر نمیزنند پنداشتند همچو درختی تکیده ام سنگی از آن به شاخه بی بر نمیزنند چرخد نظام کار به دوران به سیم و زر دستیبه کار مضطر بی زر نمی زنند یا رب چه شد گروه طبیبان شهر ما سر بر من فتاده به بستر نمیزنند یاران چرا که لاله غداران روزگار تیر نگه به قلب مکدر نمی زنند دستی

برچسب: نویسنده: سارا اکبری تاريخ: يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 17:37

تو اون شام مهتاب کنارم نشستیعجب شاخه گلوار به پایم شکستیقلم زد نگاهت به نقش آفرینیکه صورت گری را نبود اینچنینیپریزاد عشق و مهاسا کشیدیخدا را به شور تماشا کشیدیتو دونسته بودی چه خوش باورم منشکفتی و گفتی از عشق پرپرم منتا گفتم کی هستی تو گفتی یه بیتابتا گفتم دلت کو تو گفتی که دریابقسم خوردی بر ما که عاشقترینیتویک جمع عاشق تو صادقترینیهمون لحظه ابری رخ ما ه و آشفتبه خود گفتم ای وای مبادا دروغ گفتگذشت روزگاری ازون لحظه ی نابکه معراج دل بود به درگاه مهتابدرون درگه عشق چه محتاج نشستمتو هر شام مهتاب به یادت نشستمتو از این شکستن خبر داری یا نههنوز شور عشقو

برچسب: خدا را به شور تماشا کشیدی,خدا را به شور تماشا كشيدي,خدا رو به شور تماشا کشیدی, نویسنده: سارا اکبری تاريخ: يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 17:37

تمام راه ظهور تو با گنه بستمدروغ گفته ام آقا كه منتظر هستمكسي به فكر شما نيست راست مي گويمدعا براي تو بازيست راست مي گويم اگرچه شهر براي شما چراغان است براي كشتن تو نيزه هم فراوان است من از سرودن شعر ظهور مي ترسم دوباره بيعت و بعدش عبور مي ترسم من از سياهي شب هاي تار مي گويم من از خزان شدن اين بهار مي گويم درون سينه ما عشق يخ زده آقا ت تمام مزرعه هامان ملخ زده آقا كسي كه با تو بماند به جانت آقا نيست ب براي آمدن اين جمعه هم مهيّا نيست کاش من نباشم وقتی تو میایی

برچسب: نویسنده: سارا اکبری تاريخ: يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 17:37

ای ساربان آهسته ران، کارام جانم می رودوان دل که با خود داشتم، با دلستانم می رودمن مانده ام مهجور از او، بیچاره و رنجور ازوگویی که نیشی دور ازو، در استخوانم میرودگفتم به نیرنگ و فسون، پنهان کنم ریش درونپنهان نمی ماند که خون، بر آستانم می رودمحمل بدار ای ساروان، تندی مکن با کاروانکز عشق آن سرو روان، گویی روانم می روداو می رود دامن کشان، من زهر تنهایی چشاندیگر مپرس از من نشان، کز دل نشانم می رودبرگشت یار سرکشم، بگذشت عیش ناخوشمچون مجمری پر آتشم، کز سر دخانم می رودبا آنهمه بیداد او، وین عهد بی بنیاد اودر سینه دارم یاد او، یا بر زبانم می رودباز آی و بر چشم

برچسب: ای ساربان آهسته ران, کارام جانم می رود,ای ساربان آهسته ران کارام جانم می رود mp3,اي ساربان اهسته ران كارام جانم مي رود,ای ساربان آهسته رو کارام جانم می رود,اي ساربان آهسته رو كارام جانم مي رود,دانلود آهنگ ای ساربان آهسته ران کارام جانم می رود,دانلود ای ساربان آهسته ران کارام جانم می رود,شعر ای ساربان آهسته ران کارام جانم می رود,دانلود آهنگ ای ساربان آهسته رو کارام جانم می رود, نویسنده: سارا اکبری تاريخ: يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 17:37

عالم همه محو گل رخسار حسين است

ذرات جهان درعجب از کار حسين است

داني که چرا خانه ي حق گشته سيه پوش

يعني که خداي تو عزادار حسين است

برچسب: التماس دعا,التماس دعاي شب قدر,التماس دعا برای شفای مریض,التماس دعا به انگلیسی,التماس دعا در شب قدر,التماس دعای شب های قدر,التماس دعا اس ام اس,التماس دعای شب قدر,التماس دعا در ماه رمضان,التماس دعا مخصوص شب قدر, نویسنده: سارا اکبری تاريخ: يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 17:36

صفحه بندی